محمد حسين بن مهدى فراهانى
157
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
اسلامبول كشتى به اسكندريه كرايه كند نه به جده ، و از اسكندريه به مصر برود . و قريب به يك ماه توقف كرده و بيروت و شام و غيره را از همانجا از راه دريا برود و ببيند ، و به جده بيايد . و طايف هم رفته در قرن المنازل كه ميقاتگاه اهالى طايف است ، بدون صدمه و زحمت احرام بسته وارد مكهء معظمه شود . بحر احمر بالجمله بعد از آنكه واپور از سويس حركت كرد داخل بحر احمر مىشود ، كه بحر قلزمش نيز مىگويند . اين بحر شعبهايست از بحر اخضر كه درياى هند باشد . و طرف شرقى اين بحر بعضى از زمين عرب و يمن است ، و طرف غربى آن بربر و حبشه است . و طرف شمال يثرب و تهامه است و جنوب آن بحر اخضر است . و فرعون در اين بحر غرق شده . و مقناطيس در اين بحر بسيار است . و همهجا حركت واپور ما بين مشرق و جنوب بود . قريب يك صد و بيست ميل كه طى راه كرد ، از دور در ساحل جبالى نمايان شد ، گفتند : پشت اين جبال قصبچهء آبادى است موسوم به آدمير از توابع مصر و اهلش غالبا زردشتى و يهودند . و قريب يك صد و هشتاد ميل كه از سويس دور شد ، در كنار ساحل جزيرهء سدوان نمايان است كه به طرف يمين افتاده است . و از سويس تا سدوان به جهت راهنمائى كشتيها در ميان دريا سه فنر چراغ است ، اولى و دويمى كوچك است ، فنر سيم خيلى بزرگ و بلند است ، تقريبا سى و هفت ذرع ارتفاع از آب و شش ذرع قطر دارد . و هميشه سه چهار نفر مستحفظ در آنجا هست كه به نوبه مستحفظى مىكنند . و واپورها آب و آذوقه براى آنها مىبرند . و از بابت مواجب و آذوقهء ساليانهء مستحفظين و تعمير چراغها ، هريك از كمپانيهائى كه واپور - هاشان از اين راه عبور مىكند چيزى مىدهند . و از جزيرهء سدوان كه گذشت تا جده ديگر هيچ جزيره و جائى نيست و واپور هيچجا هم توقف نكرد . و واپورهاى متعدده در بين راه ديده شد كه عبور مىكردند . و در وسط دريا دو سنگ مرتفع است كه اعراب آنها را اخوين مىگويند . و چون در وسط دريا كوه و سنگ بسيار است قايقچيهاى كهن جده كه با قايقها مكرر در اين دريا سير كردهاند در اين فصل به سويس مىآيند و در آنجا كپيتانها محض بلديت ، يكى از اينها را بلد مىگيرند و پولى مىدهند . و بيشتر حركت كشتى در اين دريا به راهنمائى آن بلد است . و در اين درياى احمر سه جهاز جنگى از دولت عثمانى هست كه غالبا در لنگرگاه جده ، لنگر انداختهاند .